یلدای 93
دو قدم مانده به رقصیدن برف ،یک نفس مانده به سرما و به یخ، چشم در چشم زمستانی دگر، تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان، یک سبد عاطفه دارم همه ارزانیتان پاییز ثانیه ثانیه می گذرد، یادت نرود این جا کسی هست که به اندازه تمام برگ های رقصان پاییز برایت آرزوهای خوب دارد. عمرت یلدایی، دلت دریایی، روزگارت بهاری ♥ یلدایتان مبار کباد صدای قلب نیست... صدای پای توست که در سینه ام میدوی کافیست بایستی،کافیست خسته شوی.. حنان گل مممممممممن الهی که صدشب یلدا زنده باشی،امشب خونه ی آقاجون همه جمع بودن،ای...
نویسنده :
*مامان فرزانه*
22:19











